| خانه | آرشیو | پست الکترونیک| ---| |
|
اعمال شب قدر
هو
اكنون كه بيش از نيمي از ماه پرفيض رمضان سپري شده، دلها و قلبها در درياي بيكران اين ماه شسته و مطهر شده، تا در شبهاي ريزش باران رحمت الهي، به درگاه حضرتش انسي دوباره گيرد و براي كسب عافيت به دور از هر آلودگي دعا كند. در حقيقت حلقه اتصال بندگان با خالق هستي كه از اول رمضان آغاز گشته است در شبهاي قدر به اوج خود ميرسد. درهاي رحمت الهي گشوده شده، فرشتگان نظاره گر اعمال و شب زندهداريهاي بندگان عاشقي هستند كه سر بر سجده شكر ساييده و او را ميخوانند تا اندكي از خوان بيكران رحمتش براي ادامه زندگي و ره توشه سفر آخرت به روي آنان گشوده شود. "انا انزلناه في ليله القدر" آيهاي از كلام وحي الهي كه بارها شنيده و زمزمه كردهايم، كلامي كه انسان مانده در قفس دنيا و در بند ماديّات را به سوي شبي فرا ميخواند كه گويند از هزار شب برتر است. "قدر" به معناي اندازهگيري است و از اسرار شب قدر نزول قرآن است و در اين شب حوادث يك سال تا شب قدر سال آينده اعم از زندگي، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت بندگان تقدير ميشود. در قرآن كريم آيهاي كه بيان كند شب قدر چه شبي است، ديده نميشود، تنها در آيه ۱۸۵سوره بقره اينگونه آمده است كه "شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن" قرآن يكپارچه در ماه رمضان نازل شده است. با استناد به اين آيه معلوم ميشود شب قدر يكي از شبهاي ماه رمضان است، اما اين كه كدام يك از شبهاي آن است، در قرآن كريم بيان نشده و تنها از روايات استفاده ميشود. اهميت شب قدر به حدي است كه بسياري از امامان دين بر احياي اين شب حتي در حال بيماري نيز سفارش كردهاند. امام صادق(ع) به ابو بصير مي فرمايد: در هر يك از دو شب بيست و يكم و بيست و سوم صد ركعت نماز بخوان، تا ميتواني آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده داري كن، در آن دو شب غسل كن. ابوبصير عرض كرد: اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابيده بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ ايرادي ندارد كه سر شب كمي بخوابي و باقي مانده شب را به هر نحوي كه ميتواني به عبادت بپردازي، چون در ماه رمضان، درهاي آسمان گشوده است، شيطان ها در زنجيرند و اعمال مؤمنان پذيرفته ميشود. از اين حديث بر مي آيد كه انسان در اين شب بايد به هر شكل ممكن عبادت و راز و نياز با خالق را از دست ندهد زيرا در اين شب كه شياطين در بند هستند، هيچ واسطهاي بين بنده و خالق نيست. از پيامبر گرامي اسلام (ص) نيز نقل است: از خداوند به دور باد و نفرين بر كسي كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود. "انس بن مالك" از پيامبر (ص) نقل كرده كه فرمودند: ماه مبارك به شما رو آورده است و در اين ماه شبي است كه برتر از هزار ماه است و هر كس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بينصيب مانده است و محروم نميماند از بركات شب قدر، مگر كسي كه خويشتن را محروم كرده است. از امام باقر (ع) نيز درباره به وجود آمدن شب قدر نقل است كه اگر خداوند كارهاي مؤمنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نميرسند، اما از راه لطف كارهاي نيكوي آنها را چند برابر ميفرمايد تا كاستي هايشان جبران شود. بر اين اساس، راز سعادتمند شدن انسانها در شب قدر، عمل اختياري صالحي است كه با عنايت خداوند، بركت يافته و چند برابر ميشود. از حضرت رسول (ص) نيز پيرامون شب زنده داري شب قدر نقل است كه فرمودند: كسي كه شب قدر را شب زندهداري كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد. امام موسي بن جعفر (ع) نيز در اين باره فرمودند: كسي كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زندهداري كند، گناهانش آمرزيده ميشود. تمامي اين روايات بر اين مطلب دلالت دارند كه برخي مقدرات و پاداشها، مانند دور شدن از عذاب دوزخ، نتيجه كار خود بندگان است و سرنوشت هر انساني در شب قدر به دست خودش رقم ميخورد. در اين شب به خواندن دعاهايي از جمله "جوش كبير"، "دعاي افتتاح" و "ابوحمزه ثمالي" سفارش شده زيرا انسان با يادآوري لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بيپايان خداي مهربان او را در كنار و دستگير خويش ميبيند و نور اميد در دلش مي درخشد. در شبهاي قدر انسان وارد مسير سرنوشت خود گشته و آن را تغيير ميدهد، گاهي براي پيمودن مسير مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مينشيند و با درك اين شب، از شرّ نفس و شياطين به آن خالق يكتا دست ياري دراز مي كند تا همواره نگاهبان او باشد تا بتواند ره توشهاي از اعمال نيك و شايسته براي سفر آخرت خود ذخيره كند. از اعمال شب قدر آن است كه انسان به نگهبانان اين شب "معصومين (ع)" توسل جسته و توفيق در اعمال و احوال را كه به آن احتياج دارد ذكر كرده و تلاش كند تا با استغفار از گناهان خود، باران رحمت و جود و بخشش خداوند را شامل حال خود كند. از ديگر اعمال شب قدر، نمازي است كه در آن يك بار حمد و هفت بار "قل هو الله احد" خوانده ميشود و بعد از پايان نماز هفتاد بار ذكر "استغفرالله ربي و اتوب اليه" گفته ميشود و سپس حوايج از خدا خواسته ميشود. به جا آوردن صد ركعت نماز و خواندن دعاهايي كه در بين آن وارد شده از ديگر اعمال اين شب است، زيرا مضامين آن برآمده از سينه امامان دين بوده و در اين ادعيه علوم گران بهايي است كه جز پيامبران و جانشينان آنان كسي از آن آگاه نيست. خواندن دعاي گشودن قرآن و قرآن را روي سر گذاشتن از ديگر اعمال شب قدر است به اين نيت كه عقل و انديشه او با اين عمل تقويت شده و با دانشهاي قرآن كامل شود و نور عقل با نور قرآن ضميمه گردد. قرآن را بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد: اللّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَمَا فِيهِ، وَ فِيهِ اسْمُكَ الاَْكْبَرُ، وَ أَسْماؤُكَ الْحُسْنى، وَ مَا يُخافُ وَ يُرْجى، أَنْ تَجْعَلَنِي مِنْ عُتَقائِكَ مِنَ النّارِ. پس هر حاجت كه دارد بخواهد. قرآن شريف را بر سر بگذارد و بگويد: اللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِن مَدَحْتَهُ فِيهِ وَ بِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ فَلاَ أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ، پس ده مرتبه بگويد بِكَ يَا اللّهُ، ده مرتبه بِمُحَمَّد، ده مرتبه بِعَلِيٍّ، ده مرتبه بِفاطِمَةَ ده مرتبه بِالْحَسَنِ ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ ده مرتبه بِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَر ده مرتبه بِعَلِيِّ بْنِ مُوسى ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ده مرتبه بِعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّد ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ده مرتبه بِالْحُجَّةِ پس هر حاجت كه دارى طلب كن.
به جا آوردن نمازهاي مستحبي و قضا، قرائت سورههاي روم، عنكبوت و دخان (در شب بيست و سوم)، از ديگر اعمال سفارش شده در شب هاي قدر براي بهره گيري از كرم و بخشش خداوند و آمرزش گناهان است.
التماس دعا توفیق از اوست |+| نوشته شده توسط غلامرضا دهقانپور در دوشنبه 1385/07/24 و ساعت |
تسلیت شهادت مولا علی
هو ۱۲۱
در شبی سرد و تاریک ، کسی در خیابان می رفت و در گشتن خود در میان کوچه های فقر و تاریکی ، به خانه های بی دود ، کودکان بی نان ، افتادگان در گوشه ی خیابانها ، خانه های سرد و بارانی که نم نم آن به چکه چکه درون خانه بدل می شد را می دید که دل را به درد می آورد. سوز دلی که وی را به یاد آن آشنا انداخت و کوجه گردی هایش لقمه لقمه نان گذاشتنش در دهان یتیمان و گرفتن مشک از دست بیوگان و اکنون مردی افتاده بر بستر با فرقی خونین و شکافته که اصرار بر فرزندان می کند که بگذارید من بروم. بسیاری چشم به راه من اند. بسیاری شب را گرسنه چشم بر درمی دوزند تا کی مرد کوچه گرد از راه می رسد و آنها را سیر می کند. او با فرق خونین و تن پر درد و بی حالش فریاد می زند،" خدا را خدا را درباره ی یتیمان ، مبادا گاه سیر و گاه گرسنه بمانند و حقوقشان ضایع شود." آن شب او چه می کند؟ چگونه در بستر درد و ناتوانی نگران کودکان کوفه مانده است. ؟ آیا ما را نمی رسد که کیسه ی مولایمان را برداریم و در شب شهادت او ، کودکان مظلوم و محروم شهرمان را که از زمان شهادت مولا قرنها چشم بر درمانده اند را بنوازیم ، اشک از گونه هایشان برداریم و یادآور محبت و عشق مولایمان باشیم به انسانها ؟ شهادت سر سلسله عرفان - شاه مردان - اصل انسان - نشان ایمان - مظهر یزدان تسلیت باد. توفیق از اوست |+| نوشته شده توسط غلامرضا دهقانپور در شنبه 1385/07/22 و ساعت |
علت ضرورت وجود راهنما در سلوک الی الله
هو
علت ضرورت وجود راهنما در سلوک الی الله
توفیق از اوست |+| نوشته شده توسط غلامرضا دهقانپور در سه شنبه 1385/07/04 و ساعت |
داستان طناب
هو هر وقت چیزی از خدا خواستی وگفت باشه همون چیز رو بهت می ده اگر گفت نه، یه چیز بهتری بهت می ده اگر گفت صبر کن داره بهترین چیز رو برات تدارک می بینه پس همیشه منتظر بهترینها باشید داستان درباره ي يك كوهنورد است كه مي خواست از بلند ترين كوهها بالا برود. او پس از سالها اماده سازي ما جرا جويي خود را اغاز كرد ولي از انجا كه افتخار كار را فقط براي خودش مي خواست تصميم گرفت از كوه تنها بالا برود. شب بلندي ها ي كوه رو تماما فرا گرفت و مرد هيچ چيز را نمي ديد. همه چيز سياه بود.اصلا ديد نداشت وابر روي ماه و ستاره ها رو پوشانده بود. همانطور كه از كوه بالا ميرفت چند قدم مانده به قله كوه پايش ليز خورد. و در حالي كه سقو ط مي كرد از كوه پرت شد ودر حال سقوط فقط لكه هاي سياهي را در مقابل چشمانش مي ديد و احساس وحشتناك مكيده شدن را بوسيله قوه ي جاذبه اورا در خود گرفته بود. همچنان سقوط مي كرد ودر ان لحظات ترس عظيمي اورا فرا گرفته بود. همه رويدادهاي خو ب و بد زندگي به يادش امد. اكنون فكر مي كرد مرگ چه قدر به او نزديك است.ناگهان احساس كرد كه طناب به دور كمرش محكم شد. بدنش ميان اسمان و زمين معلق بودو فقط طناب او را نگه داشته بود.ودر اين لحظه برايش چاره نماند جز اينكه فرياد بكشد(خدايا كمكم كن) ناگهان صداي پر طنيني كه از اسمان شنيده مي شد جواب داد: -(از من چه مي خواهي) -اي خدا نجاتم بده - واقعا باور داري كه من مي توانم تو را نجات دهم؟ -البته كه باور دارم -اگر باور داري طنابي را كه به كمرت بسته است پاره كن . يك لحظه سكوت و مرد تصميم گرفت با تمام نيرو به طناب بچسبد. گروه نجات مي گويند كه روز بعد يك كوهنورديخ زده را مرده پيدا كردند. بدنش از يك طناب اويزان بود وبا دستهايش محكم طناب را گرفته بود.و او فقط يك متر از زمين فاصله داشت. توفیق از اوست |+| نوشته شده توسط غلامرضا دهقانپور در شنبه 1385/07/01 و ساعت |
|
درباره نویسنده وبلاگ
![]() منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها این غافله عمر عجب میگذرد نوشته های پیشین
آبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 آرشيو موضوعی
مدیریت منابع انسانیعرفان مدیریت بازرگانی مدیریت عمومی مطالب متفرقه و مناسبتی بازرگانی الکترونیک پيوندهای روزانه
صحيفه کامل سجاديه (ترجمه فارسی)منتخب تفاسیر آرشيو پیوندها پيوندها
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایرانرازهای سر به مهر آفرینش حامی مدیریت منابع انسانی مدیر سرا مدیریت زمان مدیریت فناوری اطلاعات سایت آیت الله ابطحی پژوهشگاه اطلاعات و مدارک کتابخانه ملی ایران کتابخانه مجلس شورای اسلامی وبلاگ مدیریتی صدر مدیریت صنعتی شمال دلسوخته مديريت منابع انساني اطلاع رسانی صنایع ومعادن دانلود فایل
MSP نرم افزار آکروبات ریدر امکانات
----------------------------
----------------------------
![]() ![]() ![]() |
| - |